تبليغاتX
نوشته های بدون عنوان

نوشته های بدون عنوان

وای وای ببخشید

۳ هفته نیومدم اینجا

سرم خیلی خیلی شلوغ بود

جشن فارغ التحصیلی داشتیم

چه جشنی شد

جای همه خالی همه بچه ها سنگ تموم گذاشتن

۲۴ تیرماه برای بچه های عمرانی ورودی ۸۳ دانشکده فنی اراک یه روز به یاد موندنی شد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 14:10  توسط ابراهیم  | 

آنهایی که حقیقت را دوست دارند

با آنهایی که حقیقت را درک کرده اند

برابر نیستند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:14  توسط ابراهیم  | 

روزها میگذشت ومن به اندازه هر روز از تو دورتر میشدم

دور  شدن عیب نیست

فرار کردن عیب  است

و تو از من فرار میکردی

ومن چه ساده فکر میکردم

عشق در سادگی متبلور میشود

به همان سادگی میتوان فهمید که تو.....

ردپایش به جای ماند

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 13:28  توسط ابراهیم  | 

تقصیر ز دل بود و گناه از دیده

                                       آه از دل و

                                                آه از دل وصد هزار آه از دیده

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:3  توسط ابراهیم  | 

نمی دونم

چرا این ترم آخر اینقدر بی انگیزه ام

اصلا درس نمی خونم

خدایا خودت کمک کن

روز به روز بی انگیزه تر میشم

کلی هم کار ریخته رو سرم و سرم در گمم

کارای جشن وامتحانا و ارشد و....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 22:47  توسط ابراهیم  | 

به من گفت

به من گفت بیا    

به من گفت بمان

به من گفت بخند

به من گفت بمیر

آمدم    ماندم    خندیدم

                                 مردم .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 14:16  توسط ابراهیم  | 

یادمه ترم ۱  که بودم

استاد ادبیاتمون گفت این بیت اولین شعر فارسیه البته شاعرشو یادم نیست

آهو کوهی در دشت کجا میرودا....او ندارد یار بی یار کجا میرودا

شعر از ایجا شروع شد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 20:8  توسط ابراهیم  | 

همیشه فکر میکردم که آدم اگه میخواد بنویسه باید حتما یه وقت خیلی خاص بنویسه یا شاید یه حالته خیلی خاص داشته باشه

نمیدونم واقها اینطوریه؟؟

یعنی حافظ چطوری اینقدر خوب شعر میگفته

یا دکتر شریعتی چطوری اینقدر خوب مینوشته

به هر حال خواستن توانستنه

خیلی کارا قصد دارم بکنم

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 1:12  توسط ابراهیم  | 

به یادش و به یاریش

نوشته های من

نوشته های من

نوشته های من همون نوشته های منه که میخواد یه تحولی رو تو زندگی من ایجاد کنه

نمیدونم بشه یا نه ولی امیدوارم که بشه !!

اسم وبلاگو از اسم وبلاگ یکی از دوستام انتخاب کردم با همین اسم ولی تو پرشین بلاگ

البته ازش اجازه گرفتم

این سرآغازه

حالا بقیه حرفا بمونه برای بعد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:17  توسط ابراهیم  |